وقایع استرابادیه

گاه نگاری های شخصی من

دیدار بهاری وبلاگ نویسان گرگانی
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٢  کلمات کلیدی: گرگان ، استراباد

دیدار بهاری وبلاگ نویسان گرگانی

زمان: ساعت 17 چهارشنبه 16 فروردین 91
 
مکان: گرگان، بافت تاریخی، نعلبندان، خانه امیرلطیفی (موزه صنایع دستی)
 
روابط عمومی شهرداری و سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری گرگان

 
اقدام جالب شهرداری اصفهان
ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٢  کلمات کلیدی: گرگان ، استراباد

نصب نمای شیشه ای برروی ساختمانهای اصفهان ممنوع شد

شهروندان اصفهانی می توانند حداکثر ۱۰ درصد سطح نمای ساختمانهای خود را از صفحه های آلومینیومی استفاده کنند و مابقی نما باید آجر و سنگ باشد.نماهای کامپوزیت، شیشه ای و ورق آلومنیومی هیچ سنخیتی با معماری شهر تاریخی و فرهنگی اصفهان ندارد.

معاون شهرسازی و معماری شهر اصفهان با اعلام این خبر گفت: معاونت شهرسازی و معماری شهرداری اصفهان برای نماهای ساختمانی ضوابط و قوانینی را تعریف کرده است.

 

ادامه خبر رو از اینجا بخوانید


 
13 به در
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٧  کلمات کلیدی: گرگان ، استراباد

نمی دونم این چه عادت بدیه که ما ایرانی ها داریم. تا یه چیز میشه پای تمدن چند هزار ساله و کوروش و داریوش و تخت جمشیدو وسط می کشیم. سریع یاد رستم و سهراب و فردوسی می افتیم. از ابو علی سینا میگیم و مولانا. اما وقتی پای حرف و عمل می شه آلزایمر می گیریم. انگار که نه تمدنی بوده و تاریخی. هر کی ندانه فکر میکنه تا همین یکی دو سال پیش غار نشین بودیمو از شکار حیوانات شکم خودمون رو سیر می کردیم.

نمونه این رفتارها رو می تونید روز 12 و 13 فروردین هر سال بصورت  گسترده و بدون هر گونه شرم و حیایی ببینید. ملت اولین چیزی که واسه 13 به در قبل از زدن به قلب جنگل جمع می کنن وسیله است 2500 ساله به نام تبر. بعدشم که یخچال خونه و قفسه های سوپر مارکت سرکوچه رو بار می زنن. انگار تو تقویم نوشتند که باید بری بخوری، خراب کنی، بریزی بعد بیای خونه. این ترافیک صبح روز 13 به در به کنار که از تمام شهر های استان حتما باید بیان ناهار خوران و النگدره. اما این تخریب جنگل رو دیگه نمیشه ندید گرفت.

ای آقایی که دم از تمدن چند هزار ساله میزنی، کجای این تمدن نوشته باید با تبر بیفتی به جان درختی که تازه جان گرفته و داره جوانه می زنه؟ کجای تاریخ نوشته روز 13 به در ملت میرفتن ناهار خوران با چوب درختها آتش می کردن و جوجه کباب می خوردن؟ کجای فرهنگ ما نوشته باید با خودت طناب ببری و از شاخه درختها آویزون کنی تا بچه ات تاب بخوره؟ کجا نوشته هرچی پوست و آشغاله باید بذاری تو جنگل بیای خونه؟

الان جدیدا بعضی ها متمدن تر شدن در کنار تمدن چند هزار ساله یه نیم نگاهی هم به غرب میندازن. غرب برای محیط زیست فلان کارو کرده. غربی ها به بچه هاشون یاد میدن با محیط زیست فلان کارو بکنن. تو به بچت چی یاد دادی؟ از درخت بالا بره؟ تبر ببره درخت بزنه؟ آتش روشن کنه؟ بیفته به جان شاخ و برگها؟ زغال قلیون آماده کنه؟ آشغال های خونه و کوچه و محله رو ببره اونجا خالی کنه؟

واقعا این روز 13 به در یعنی چی؟ واسه چی اصلا این روز رو گذاشتن؟ قبلا چه کار می کردن که ما الان داریم این کارها رو می کنیم؟ این روز باید روز عزای طبیعت خواند. اصلا ای کاش این روز باران و برف و سنگ از آسمان بیاد تا ملت واسه یه سال هم شده بشینن خونه.

 


 
هدیه نوروزی من
ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٥  کلمات کلیدی: گرگان ، استراباد

این هم بازی جدید پرندگان خشمگین هدیه ای از طرف من و کمپانی Rovio برای نوروز 91. به جای پیک نوروزی بشینین اینو بازی کنین.

در قسمت اصلی این بازی شما با ۶۰ مرحله هیجان انگیز در فضا روبرو هستید! نوع پرتاب پرندگان نسبت به نسخه های قبلی بازی متفاوت شده است چرا که شما در فضا دیگر جاذبه ندارید!‌

پرندگان جدیدی نیز به بازی اضافه شده اند، برای مثال نوعی از پرندگان این قدرت را دارند که سنگ ها را به یخ تبدیل کنند تا شکستن آن برای پرندگان دیگر آسان شود. در قسمتی به نام Danger Zone، سی مرحله بسیار سخت برای شما طراحی شده است که قطعا ساعت ها درگیر آنها خواهید بود.

اگر از علاقه مندان به فضا هستید در منوی بازی به برخی از مقالات مفید در ناسا لینک داده شده است که میتوانید به مطالعه آن ها بپردازید. از لحاظ گرافیکی هم تیم طراحی تلاش زیادی کرده است تا جزییات فضایی را به خوبی رعایت کند و تا حد زیادی هم در این امر موفق بوده است.

xtJYMEWdGGKQlVe8PM2sVM-temp-upload.pvfkcnmt.480x480-75fruite_narenji.jpg

این بازی هم اکنون برای سیستم عامل اندروید با قیمت ۰.۹۹ $ ، برای آیفون و آیپاد تاچ با قیمت ۰.۹۹ $ ، برای آیپد با کیفیت HD و قیمت ۲.۹۹ $ ، برای MAC با قیمت ۴.۹۹ $ و در نهایت برای PC نیز با قیمت ۵.۹۹ $ آماده دانلود است. البته اندروید داران نسخه همراه با تبلیغات این بازی را به رایگان از فروشگاه گوگل پلی نیز می توانند دانلود کنند.

دانلود  - 33.9 مگابایت
پسور فایل زیپ : www.sibdownload.com

 


 
سال نو، به نام پدر، به نام مادر
ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٩  کلمات کلیدی: گرگان ، استراباد ، روز گرگان

به نام خدا

یک سال دیگر هم گذشت. سالی پر از اتفاقات خوب و بد. سالی که در کنار بدترین حوادث زیباترین و شیرین ترین خاطره ها را برای من داشت. سالی که بیشتر از قبل قدر پدر و مادرم را دانستم. پدر و مادری که در سخت ترین لحظات تنها آن ها کنارم بودند و هستند.

شاید نوشتن از اتفاقات زندگی در یک سال گذشته برای همه خوشایند نباشد، ولی نوشتن از اتفاقاتی که در یک سال گذشته و بعد از ورود به جمع به وبلاگ نویسان تجربه کردم برای خودم جالب است. دوستانی که در این مدت پیدا کردم، گرد همایی و برنامه هایی که با هم داشتیم، تلخی ها و خوشی هایی که با تجربه کردیم همش به خاطر ورود به دنیای مجازی گرگان بود. فضایی که اگر نبود این همه خاطره رقم نمی خورد.

شاید آوردن اسم همه دوستانی که به بهانه وبلاگ با هم آشنا شدیم هم وقت گیر باشد و هم این که اسم بعضی ها جا بیفته و دلخوری پیش بیاد.

برای همین از همین جا به همه اون هایی که در طول یک سال گذشته با هم بودیم، در بازدید از برج گرگان، در جشنواره وبلاگ نویسی، در نمایشگاه رسانه دیجیتال، در شب وبلاگی و در روز گرگان و ... عید رو تبریک می گم. امیدوارم سال خوبی برای همه باشه.


 
تصادف قبل عید و چند نکته
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢۸  کلمات کلیدی: گرگان ، استراباد ، فرهنگ

حدود ساعت 12:30 دقیقه امروز بر اثر صدای برخورد شدید که از خیابان اومد از جام پریدم و به سرعت به سمت پنجره رفتم. یک تاکسی پیکان و پژو 405 با هم برخورد کردن و به شدت آسیب دیدن .خدا رو شکر با هم جر و بحث و دعوا نداشتند. الان که دارم این اتفاق رو توی وبلاگ بازگو می کنم تازه پلیس رسیده. (حدود ساعت 13:10)

این مطلب رو صرفا به خاطر اتفاق که افتاده ننوشتم. چند تا نکته مورد نظرم بود که الان مناسب دیدم بازگو کنم.

1- دوربرگردان حافظیه (رو به روی پاساژ زرتشت) یکی از پر حادثه ترین نقاط شهر است. به شخصه حداقل روزی یک تصادف در این محل می بینیم. در روز 5 شنبه هم دقیقه 3 تصادف با فاصله دو یا سه دقیقه پشت هم در این محل رخ داد و اکثر تصادف ها با درگیری و زد خورد همراه است.

2- در ساعات شلوغ روز به خصوص غروب ها که زمان خرید است بعلت نبود محل پارک برای شهروندان معوملان دو و گاها سه ردیف خود رو در مقابل پاساژ زرشتت در دو طرف خیابان پارک می کنند. در صورتی که این محل پارک بعلت قرار گیری در نزدیکی دوربرگردان سرتاسر پارک مطلقا ممنوع می باشد. یعنی حتی برای چند دقیقه هم نمی توان پارک کرد.

3- در صحبت با تعدادی از مامورین پلیس راهور و مسئولین در مورد عدم اعمال قانون در این زمینه ها اعلام کردند که نمی توان به مردم به خصوص در ایام نوروز سخت گرفت. زیرا .....!

نتیجه گیری:

1- در مورد تصادف اولی بگم که بعد از حضور پلیس تازه دو راننده یادشون اومد باید با هم درگیر بشن!!! تاکسی بنده که با سرعت میومد و لی مقصر نبود باید کلی ضرر کنه تو این ایام. دم عیدی کلی از وقتشو باید برای تعمیر ماشینش بذاره

2- دوباره در مورد تصادف اولی: راننده پژو بهدون نگاه کردن به خیابان و خودرو ها از لاین کم سرعت بلوار وارد لاین سرعت شد تا دور بزند در صورتی که 150 متر قبل از رسیدن به بریدگی باید راه نما زد و سرعت رو کم کرد و به بلوار وسط نزدیک شد. اولا که این کار خلاف مقررات است. دوم این که حالا که داری خلاف دور میزنی چرا دقت نمی کنی! به قول شهروندان عزیر معلوم نیست که به این گواهی نامه داده!!! ( فقر فرهنگی)

3- معمولا تصادف که میشه همه دوست دارند دست به یقه بشن. تا به حال فکر کردین چه فایده ای داره و چه مشکلی رو حل می کنه این دست به یقه شدن؟؟؟؟ (بازم فقر فرهنگی از نوع خیلی خیلی شدید)

4- چرا باید در جایی که پارک مطلقا ممنوع است دو یا 3 لاین خودرو پارک کنن؟ به نظر شما مشکل از کجاست؟ مقصر کیه؟

در این زمینه من چند نفر رو مقصر می دونم. اول شهرداری برای این که میاد مجوز پاساژ میده لب خیابان شلوغی مثل ناهار خوران و نزدیک دور برگردان. بعد این پاساژ پارکینگ نداره؟؟؟؟ خب چرا نداره؟ چرا مردم باید وقتی می رن خرید لب خیابان پارک کنند؟ پول این پارکینگ های پاساژهای میلاد نور و مروارید و مرصل و ... چی شد؟ کجا رفت؟ اصلا نوش جان!!! چرا جاش پارکینگ نمی سازید؟

دوم مردم که میدونن اینجا پارک ممنوعه ولی باز از خونشون که دو کوچه پایین تره ماشین میگیرن میان شالیکوبی و ناهار خوران خرید و درست زیر تابلود بدون توجه به اون تابلو پارک می کنن. نکن برادر من. نکن خواهر من. ماشین نیار. بابا به خدا کل شهر دو قدم راهه. موقع بارون هم، هم تاکسی!!!!! هست هم آژانس هم اتوبوس. (البته اگه به جای امید به تاکسی با خود چتر بیاری و پیاده بری بیشتر خوش میگذره....دلیلشو بعدا می گم) ( اینم یه جورایی مربوط به فرهنگ میشه)

سوم پلیس راهور که میدونه مردم تخلف می کنن. میدونه که جریمه زیاد شده تا مردم تخلف نکنن. ولی دلش به حال مردم میسوزه و میگه دم عیدی جریمه نشن. چون بازارها گرونه و اگه قرار باشه 50 هزار تومان هم جریمه بشن دیگه چیزی ته جیبشون نمی مونه تا خرید کنن.

چهارم و پنجم و ششم هم میشه اضافه گویی....همینا درست بشه قسمت زیادیش حله

 

 


 
نمایشگاه عکس
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٧  کلمات کلیدی: گرگان ، استراباد

اقدام جالب و تحسین برانگیز عکاس خوب شهرمان، میثم لطفی در انشار تصاویر زمستانی اش به صورت یک نمایشگاه اینترنتی، باعث شد تا من هم یه سری عکس آماتوری که گرفتم رو روی وبلاگم بذارم. امیدوارم دوستانی که مهارت دارند و سررشته ای در عکاسی دارند نظر بدند تا ایرادات کار ما معلوم شه و یه چیزی هم یاد بگیریم.

نمایشگاه اینترنتی تصاویر زمستان گرگان با عنوان "روز برفی" را در وبلاگ میثم لطفی تماشا کنید.

تصاویر من هم در ادامه مطلب می تونید تماشا کنید. نظر فراموش نشه!


 
ما هم مقصریم
ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٢  کلمات کلیدی: گرگان ، استراباد

سرمو انداخته بودم پایین و مشغول فکر کردن در خیابان راه می رفتم. حواسم به اطرافم نبود. ذهنم مثل اتوبانی بود که انواع موضاعات با سرعت زیاد در آن رفت و آمد می کردند. به خودم آمدم دیدم در حال عبور از خیابانم. حواسم کمی جمع شد تا ماشین زیرم نکند. ولی باز هم توجه نکردم که الان چراغ سبز است و نوبت ماشین ها است تا از خیابان بگذرند. یک خودرو ترمز زد تا من رد بشم. پشت سرش هم چند تای دیه ترمز زدند. چراغ نزدیک به قرمز شدن بود راننده ها هم که عجله داشتند از یک مرحله از ترافیک را رد کنند عصبانی بودند. کلی شرمنده شدم. ولی بیشتر که دقت کردم دیدم امثال من زیادند. حتی خیلی ها با حواس جمع تر از من از چراغ سبز رد می شوند و صبر کردن برای قرمز شدن چراغ را نوعی ژست روشنفکرانه مسخره می دانند.

ما هم مقصریم. فقط همین

 


 
بوق شناسی یا دایره المعارف بوق
ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٦  کلمات کلیدی: گرگان ، استراباد ، بوق ، خیابان شالیکوبی

آتش جهنم شالیکوبی در روزهای نزدیک به پایان سال هر روز داغتر می شود و ترافیک این خیابان هر ساعت بیشتر از ساعت قبل می شود. در میان این ترافیک سنگین که مسیر 10 دقیقه ای بلوار ناهارخوران تا میدان شهرداری را به بیش یک ساعت افزایش داده (هیچ کس جواب گو نیست. شهرداری می گویید راهنمایی رانندگی، راهنمایی رانندگی می گوید مردم، مردم می گویند همه مسئولین) صدای بوق ماشین ها حال و هوای خاصی به این خیابان داده.

بوق بوق + سپس با دست از داخل ماشین به سمت جلو اشاره می کند: یعنی مسیرم این طرفیه سوار میشی؟

بوق بوق + هیچ اشاره ای به هیج جا ندارد: یعنی سوار میشی؟ ممکن است منظور بد هم داشته باشه!

بوق بوق بوق + پشت چراغ قرمز: یعنی چراغ داره سبز میشه (هنوز نشده) حرکت کن دیگه!

بـــــــــــــــــــــــــوق + راننده تا نصفه از شیشه سمت خودش اومده برون و به رو به رو اشاره می کنه: یعین ااااا..عجب ترافیکی...بابا حرکت کنین دیگه

بوق بوق بـــــــــوق+ راننده از پنجره سمت شاگرد اومده بیرون: یعنی جنگ و دعوا. بهتره هرچه زودتر محل رو ترک کنید و به پناهگاه برید

بوق بوق + دست تکان دادن: یعنی سلام

بوق بوق + دست تکان دادن: یعنی خدا حافظ

بوق + اشاره سر: یعنی شناختم. حالت چطوره؟

بوق + اشاره دست به سمت راست یا چپ : یعنی وایسادم تو از خیابان رد بشی

بـــــــــــــــــــــــــــوق بـــــــــــــــــــــــــــوق : یعنی (.....)

و.....

بقیه اش با خودتون


 
نجات چهره: مستند کوتاهی که برنده اسکار شد
ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٦  کلمات کلیدی: گرگان ، استراباد ، اسکار

در اسکار ۸۴‌اُم، مستندی به نام «نجات چهره» Saving Face، به عنوان بهترین اسکار کوتاه انتخاب شد. این مستند را «دانیل جونگ» و «شارمین عبید چینوی» ساخته‌اند.

دانیل جونگ، مقیم کلرادو است، او در سال ۲۰۱۰ هم به خاطر مستندی که در مورد آخرین کارزار انتخاباتی فرماندار «بوث گاردنر»، نامزد اسکار شده بود، اما این بار او در بخش مستند کوتاه به خاطر مستندی به نام نجات چهره یا Saving Face نامزد شده بود.

این مستند در مورد یک جراح پلاستیک پاکستانی به نام دکتر محمد جواد است که زندگی‌اش را وقف بازسازی چهره زنانی می‌کند که قربانی اسیدپاشی شده‌اند.

توجه این مستندساز وقتی به موضوع این جراح جلب شد که از رسانه‌ها اخبار مربوط به اسیدپاشی به یک مدل به نام «کیتی پایپر» را منتشر کردند. این حادثه سه سال پیش روی داده بود، دکتر محمد جواد توانسته است، به تدریج، حالت طبیعی چهره را به این زن برگرداند، طوری که خانم پایپر، دکتر محمد جواد را قهرمان شخصی زندگی‌اش می‌داند.

آقای جونگ به این پزشک مراجعه کرد و در گفتگویی که با او داشت از او پرسید که آیا او از زنانی که در خاورمیانه و جنوب آسیا هم قربانی اسیدپاشی می‌شوند، خبر دارد یا نه؟ پاسخ محمد جواد، مثبت بود. او گفت که قصد دارد در سفری شش هفته‌ای به سرزمین مادری خود -پاکستان- برود تا زنانی که دچار این مصیبت شده‌اند، کمک کند، او به فیلمساز پیشنهاد کرد که با او همراه شود و مستندی در این مورد بسازد.

اما آقای جونگ نمی‌توانست به تنهایی و بدون داشتن یک همکار پاکستانی در کنار خود، از عهده این کار دشوار برآید، به همین خاطر با یکی از بهترین فیلمسازان پاکستانی به نام خانم «شارمین عبید چینوی» که پیش از این جایزه اِمی را هم برده بود، همراه شد. بدون تجربه او ساختن این مستند ممکن نبود و سوژه‌های فیلم در کنار او احساس راحتی بیشتری می‌کردند و بیشتر همکاری می‌کردند.

نجات چهره در مورد دو زن قربانی اسیدپاشی است که برای دستیابی به عدالت و بازیافتن سلامتی تلاش می‌کنند. دکتر محمد جواد می‌گوید: «آنها اینجا قهرمانان واقعی هستند، آنها بعد از حملات وحشتناکی که به آنها آسیب زده، از سوی جامعه طرد شده‌اند. من صرفا سعی می‌کنم که آنچه را خداوند ساخته است و با فعالیت‌های شیطانی انسان‌های دیگر نابود شده، بازیابی کنم.»

برنده شدن این مستند در اسکار ۸۴، موجی از شادی را در میان بخشی از پاکستانی‌ها برانگیحت و مقامات رسمی از جمله نخست وزیر پاکستان -سید یوسف گیلانی- هم این موفقیت را به خانم شارمین عبید تبریک گفتند. در تاریخ اسکار، این برای نخستین بار است که یک پاکستانی اسکار می‌گیرد.

دکتر محمد جواد که قصد دارد بنیادی برای انتقال مهارت‌هایش به جراحان محلی بنا کند، امیدوار است برنده شدن این مستنند، زمینه‌ساز آگهی و توجه مردم به این پدیده شوم شود.

مستند بازسازی چهره از شبکه HBO تا در تاریخ هشتم مارچ پخش خواهد شد ، فعلا در اینترنت نسخه کامل این مستند موجود نیست.

دکتر محمد جواد وبلاگ خوبی دارد که توصیه می‌کنم از آن بازدید کنید.

تریلر این مستند را می‌توانید در یوتیوب ببینید.

 

منبع: یک پزشک


 
← صفحه بعد صفحه قبل →