وقایع استرابادیه

گاه نگاری های شخصی من

سال نو، به نام پدر، به نام مادر
ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٩  کلمات کلیدی: گرگان ، استراباد ، روز گرگان

به نام خدا

یک سال دیگر هم گذشت. سالی پر از اتفاقات خوب و بد. سالی که در کنار بدترین حوادث زیباترین و شیرین ترین خاطره ها را برای من داشت. سالی که بیشتر از قبل قدر پدر و مادرم را دانستم. پدر و مادری که در سخت ترین لحظات تنها آن ها کنارم بودند و هستند.

شاید نوشتن از اتفاقات زندگی در یک سال گذشته برای همه خوشایند نباشد، ولی نوشتن از اتفاقاتی که در یک سال گذشته و بعد از ورود به جمع به وبلاگ نویسان تجربه کردم برای خودم جالب است. دوستانی که در این مدت پیدا کردم، گرد همایی و برنامه هایی که با هم داشتیم، تلخی ها و خوشی هایی که با تجربه کردیم همش به خاطر ورود به دنیای مجازی گرگان بود. فضایی که اگر نبود این همه خاطره رقم نمی خورد.

شاید آوردن اسم همه دوستانی که به بهانه وبلاگ با هم آشنا شدیم هم وقت گیر باشد و هم این که اسم بعضی ها جا بیفته و دلخوری پیش بیاد.

برای همین از همین جا به همه اون هایی که در طول یک سال گذشته با هم بودیم، در بازدید از برج گرگان، در جشنواره وبلاگ نویسی، در نمایشگاه رسانه دیجیتال، در شب وبلاگی و در روز گرگان و ... عید رو تبریک می گم. امیدوارم سال خوبی برای همه باشه.