وقایع استرابادیه

گاه نگاری های شخصی من

13 به در
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٧  کلمات کلیدی: گرگان ، استراباد

نمی دونم این چه عادت بدیه که ما ایرانی ها داریم. تا یه چیز میشه پای تمدن چند هزار ساله و کوروش و داریوش و تخت جمشیدو وسط می کشیم. سریع یاد رستم و سهراب و فردوسی می افتیم. از ابو علی سینا میگیم و مولانا. اما وقتی پای حرف و عمل می شه آلزایمر می گیریم. انگار که نه تمدنی بوده و تاریخی. هر کی ندانه فکر میکنه تا همین یکی دو سال پیش غار نشین بودیمو از شکار حیوانات شکم خودمون رو سیر می کردیم.

نمونه این رفتارها رو می تونید روز 12 و 13 فروردین هر سال بصورت  گسترده و بدون هر گونه شرم و حیایی ببینید. ملت اولین چیزی که واسه 13 به در قبل از زدن به قلب جنگل جمع می کنن وسیله است 2500 ساله به نام تبر. بعدشم که یخچال خونه و قفسه های سوپر مارکت سرکوچه رو بار می زنن. انگار تو تقویم نوشتند که باید بری بخوری، خراب کنی، بریزی بعد بیای خونه. این ترافیک صبح روز 13 به در به کنار که از تمام شهر های استان حتما باید بیان ناهار خوران و النگدره. اما این تخریب جنگل رو دیگه نمیشه ندید گرفت.

ای آقایی که دم از تمدن چند هزار ساله میزنی، کجای این تمدن نوشته باید با تبر بیفتی به جان درختی که تازه جان گرفته و داره جوانه می زنه؟ کجای تاریخ نوشته روز 13 به در ملت میرفتن ناهار خوران با چوب درختها آتش می کردن و جوجه کباب می خوردن؟ کجای فرهنگ ما نوشته باید با خودت طناب ببری و از شاخه درختها آویزون کنی تا بچه ات تاب بخوره؟ کجا نوشته هرچی پوست و آشغاله باید بذاری تو جنگل بیای خونه؟

الان جدیدا بعضی ها متمدن تر شدن در کنار تمدن چند هزار ساله یه نیم نگاهی هم به غرب میندازن. غرب برای محیط زیست فلان کارو کرده. غربی ها به بچه هاشون یاد میدن با محیط زیست فلان کارو بکنن. تو به بچت چی یاد دادی؟ از درخت بالا بره؟ تبر ببره درخت بزنه؟ آتش روشن کنه؟ بیفته به جان شاخ و برگها؟ زغال قلیون آماده کنه؟ آشغال های خونه و کوچه و محله رو ببره اونجا خالی کنه؟

واقعا این روز 13 به در یعنی چی؟ واسه چی اصلا این روز رو گذاشتن؟ قبلا چه کار می کردن که ما الان داریم این کارها رو می کنیم؟ این روز باید روز عزای طبیعت خواند. اصلا ای کاش این روز باران و برف و سنگ از آسمان بیاد تا ملت واسه یه سال هم شده بشینن خونه.