وقایع استرابادیه

گاه نگاری های شخصی من

200 نفر یعنی چند نفر؟
ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۸  کلمات کلیدی: گرگان ، استراباد ، روز گرگان

همیشه نام گرگان و اتفاقات مربوط به شهر گرگان حواشی و بحث های فراوانی را به دنبال داشته که عموما این بحث ها در فضای مجازی با شدت بیشتری دنبال می شود.

روز گرگان نیز از جمله برنامه هایی است که هر ساله بعد از برگزاری آن ها حاشیه هایی را به همراه دارد که اگر این حاشیه ها نباشد باید به نحوه برگزاری مراسمات این روز شک کرد. امسال نوع جالبی از حاشیه در فضای مجازی بوجود آمد که البته تنها مربوط به یک زردنامه بود که با اضافه کردن رنگ آبی استقلالیها سعی کرد تا رنگ سبز را بر ظاهر زردش بنشاند. گرچه به نظر می آید بیشتر پرسپولیسی باشد.

این سایت زرد، سبز پوش در مطلبی انتقادی در باره روز گرگان مسائل خیلی خیلی خیلی مهمی را مطرح کرده که ما بعد از خواندن آن ها گفتیم آن ها را ریز بینانه بررسی کنیم تا اگر کسی آن را نخوانده حتما بخواند.

اول این مطلب آمده هنوز در باره روز 20 شهریور سوال است و قرار است، عده ای، دقت کنید عده ای، با ارسال نامه ای 5 آذر را بعنوان روز گرگان معرفی کنند.

حال از آن عده محترم که از استان های همجوار به گرگان سفر کرده اند چند تقاضا داریم:

1-      شما که داری نامه میبری بیا نامه ما رو هم ببر و 30فروردین رو از طرف عده ای دیگر، 12 اردیبهشت رو از طرف عده ای آن طرف تر، اول تیر رو از طرف اون عده که اون پشت ایستادن و چند عده دیگه بعضیاشون هستند و بعضیا هم به رحمت خدا رفتند به شورا ببر تا روز گرگان فقط 20 شهریور نباشه و کلا هفته ای 2، 3 تا روز گرگان داشته باشیم تا حرص آن عده ای که کلا با گرگان مشکل دارند و چشم دیدن روز گرگان رو ندارن بترکه و در بیاد. هی چپ برن راست بیان ببینن زدن روز گرگان. اصلا مگه فرق داره روز گرگان کی باشه. مهم اینه که به فکر توسعه و پیشرفت شهر و ممکلت باشیم. ولی شما پیگیر باش تا اون عده که دنبال منافع خودشونن و چشم دیدن گرگان رو ندارن و فقط غر غر کردن بلدن ، بدونن که مهم اینه که به فکر پیشرفت باشیم و این حرفا که همش بهونه گیری بچه گانست.

اما یک ایراد که ایراد اول است و به این مطلب وارده اینه نگارنده این یادداشت یا گرگانی نیست و یا اصلا نمیدونه گرگان کجاست. من از سایت زرد سبزنما تقاضا دارم که ترجیحا از یادداشت نویسی استفاده کند که داخل شهر گرگان باشد. بداند روز گرگان فقط دو ساله که سبزه مشهده نه هر سال و تو سبزه مشهد هم کسی دور چنار جمع نشده بلکه جلوی چنار جمع شدن. در ضمن حلقه هم نزده بودن. عمو زنجیر باف که نیست. صندلی بود ردیفی نشسته بودن. شاید اون یادداشت نویس شما اون روز نبوده با اگه بوده چنار به اون بزرگی رو ندیده که مردم جلوش رو صندلی نشستن نه دورش.

ایراد دوم این که حلقه قاعدتا از نظر ریاضی یک چیز محدودیه و نمیشه نا محدودش کرد. خط نیست که بشه تا بی نهایت بردش. پس از من این سایت زرد سبز نما میخوام که از یادداشت نویسی استفاده کنه که تحصیلات دبستان رو گذرانده باشه. حالا نمیگیم راهنمایی یا دبیرستان. بدونه که حلقه یک خط بستست. میشه شعاع یا قطرشو زیاد کرد تا فضای بیشتری رو بگیره.

ایراد سوم این که ظاهرا یا یادداشت نویس نه تنها گرگان نیست بلکه به مسئولان گرگان هم دسترسی نداره. الان این هزینه های فراوان یعنی چقدر؟ میلیون؟ میلیارد؟ شبیه هزینه های اجلاس پیر غلامان؟ یا شبیه هزینه های اون تئاتری که اسمشو نبرم؟ دقیقا چقدر هزینه شده؟

اما در این که دستاورد نداشته من هم تا حدی موافقم. متاسفانه غرض ورزی بعضی مسئولان و بی تفاوتی مدیران اداره های مختلف از جمله صدا و سیما باعث شده تا علیر غم اقبال عمومی و استقبال گسترده مردمی از این مراسم نتایج لازم رو نداشته باشه. ولی جای بسیار تقدیره که هر ساله این مراسم هست و از چهره های برتر و دوست داشتنی تقدیر میشه و در کنار مراسم و برنامه های سرگرم کننده برگزار میشه. این برنامه ها کمک زیادی به حفظ ریشه تاریخی این شهر در بین نصل جوان داشته که متاسفانه نگارنده این مطلب چون ظاهرا نبوده و در جریان این برنامه ها نبوده و از طرفی گرگانی نیست و اصلا درک نمی کنه این برنامه ها بعنی چی نتونسته حضمشون کنه میشه اینو ایراد چهارم این سایت زرد سبز ونما دانست.

ایرا پنجم به نگارنده کم سواد این مطلب اینه که متولی روز گرگان رو یک جریان پان گرگانیسم یا پان گرگانیزم یا پان گرگانیست یا پان گرگان هست (مطمعنم خود نگارنده هم مثل من هنگ کرده تا این کله رو بنویسه) دانسته. در صورتی که این یک برنامه مردمیه. نه یک برنامه جریانی. اصلا جریان یعنی چی؟ مگه آبه؟ یا شاید برقه؟ اصلا جریان چیه؟

مطمعنا این که چند دسته و گروه یا بقول نگارنده جریان، البته اگه معنی بدی نداشته باشه، خیلی بهتر می تونن کار کنن یا یک نفر. از قدیم گفتن گروهی کار کنید. ظاهرا نگارنده روحیه کار جمعی نداشته و کلا انفرادی کاره که این ایراد ششمه این سایت زرد سبز نماست.

ایراد هفتم این سایت که منو ضربه فنی کرد و هر چی خواستم از کنارش بگذرم نتونستم اینه که نگرانده سایت کم سواد نیست. بلکه کلا بی سواده. تو عکس زیر بیش از 800 صندلی چیده شده که اگه یک چشم با عینک ته استکانی داشته باشیم و پیش دبستانی رو گذرانده باشیم حداقل 600 نفرو می تونیم بشمریم.

من موندم چجوری این نویسنده گفته فقط 200 نفر اومده بودن؟ نه وجدانا آقای نگارنده شما چجوری شمردی؟ اصلا واحد شمارشت چیه؟ فوت؟ اینچ؟ مترمربع؟ سانتی گراد؟ اتسمفر؟ نیوتن بر فوت مکعب؟

حتی همسایه ها هم حضور نداشتند؟ رفتی زنگ زدی پرسیدی؟ یهنی میگی زیر 200 نفر دور چنار سبزه مشد حلقه زدن همساده هم نبودن؟ شما یادداشت می نویسی؟ سواد داری؟ بی سوادی؟ پس تو ... :)

عمو جان من کلا بی خیال بررسی یادداشت شما شدم رفتم تو آمپاس. 200 نفر؟؟؟؟ آقا به نظر من پیشنهادات اول, بی خیال. برین واسه شهرهای استان های همجوار روز بذارین این بنده خدا ها یکم خالی شن. روز خلیل شهر، روز بهشهر و روز ساری و .... .  اینجوری حداقل چرندیات نمی نویسن آبروی شهرو نمی برن. هر کی بخونه میگه چقدر این گرگانیه بی سواده. نمی دونه گرگانی نیست که.

200 نفر بودن تازه همسایه ها هم نبودن؟ جمعیت پارسال که 1500 تا صندلی بود فقط !!!