وقایع استرابادیه

گاه نگاری های شخصی من

روز گرگان
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۱  کلمات کلیدی: گرگان ، روز گرگان

آخر تابستان سال گذشته بود که خبر جالب نام گذاری روزی به عنوان روز گرگان را در وبلاگ گرگان نامه خواندم. 20 شهریور را به عنوان روز گرگان انتخاب کرده بودند. بسیار خوشحال و هیجان زده شده بودم. زیرا روز گرامی داشت گرگان و تولد من هر دو در بیست شهریور بود. و این موضوع هیجان من را بیشتر کرده. سال پیش هیچ برنامه ای برای آن روز اعلام نشد. در روز برگزاری هم به فقط یه سخنرانی مسئولین، اجرای موسیقی و البته بخش همیشه جذاب صحبت های آقای دکتر معطوفی در مورد تاریخ گرگان بسنده کردند. از پذیرایی دلچسب آقای شریف موسوی هم نمی شود گذشت.

اما امسال کمی متفاوت تر به نظر می رسد. بنرهایی که در سطح شهر می بینیم مژده اتفاق جدیدی را به ما می دهند.

در جلسه ای که به عنوان یک وبلاگ نویس با اعضای ستاد برگزاری روز گرگان داشتیم، گوشه ای از اخبار و برنامه های این ستاد قرائت شد که مهمترین خبر از نظر من این بود که علاوه بر 20 شهریور که بعنوان روز گرگان نام گذاری شده، 20 الی 27 شهریور نیز به نام هفته گرگان اعلام شد که قرار است در این هفته برنامه های متفاوتی اجرا شود.

جشن بادبادک ها، اجرای موسیقی، بازدید از بناهای باستانی و محله های قدیمی گرگان، درخت کاری، انتخاب چهره های ماندگار گرگان و ... گوشه ای از برنامه هایی است که کمیته های ششگانه این ستاد برای این یک هفته برنامه ریزی کرده اند.

البته جلسه امروز نکته جالبی را در بر داشت و آن هم گرایش بحث بررسی روز گرگان به مشکلات و معضلات گرگان، چه در سطح مدیریتی و چه در سطح اجرایی بود. مظلومیت گرگان چه در بین سایر شهرها و استان های کشور و چه در بین شهرهای استانی که خودش مرکز آن است یکی از دغدغه های همه گرگان دوستان و وبلاگ نویسان بود.

استفاده از نام جعلی به جای نام خلیج گرگان، موضوع راه آهن گرگان و انتقال آن به آسیا از طریق مرز اینچه برون، تخریب بافت تاریخی گرگان که از نظر قدمت در مقایسه با بیشتر شهر های کشور پیشتاز است، مفاخر فراموش شده گرگان، جنگل گلستان، تخریب منابع طبیعی، عدم پیشرفت شهری و شهر سازی گرگان از جمله موضوعاتی بودند که اکثر حضار به پررنگ شدن آن ها در دنیای مجازی و همچنین اهمیت دادن آن ها در هفته گرگان اتفاق نظر داشتند. مشکلاتی که همه ساله با سکوت سوال برانگیز نمایندگان مجلس، استاندار و فرماندار مواجه بوده.

به نظر من بهترین فرصت برای کنار گذاشتن همه این مشکلات و مظلومیت ها، روز گرگان و هفته گرگان است . فرصتی که به همه مدیران اعلام کنیم که حال که قرار است نماینده مردم گرگان، شهردار ، فرماندار و یا استاندار باشند، بدانند که در باید در قبال مردم گرگان پاسخ گو باشند. بدانند که سکوت آن ها در برابر موضوع راه آهن گرگان موجب آزرده خاطری شهروندان گرگانی شده. بدانند توهین به گرگان  و گرگانی و استفاده از نام جعلی به جای خلیج گرگان تحت هیچ شرایطی قابل بخشش نیست و عکس العمل نشان ندادن در قبال اینگونه موضوعات نشانگر رضایت و حمایت از آنها است. نبود مدیر بومی و کارآمد یکی از بزرگترین مشکلات گرگان به نظر می رسد. اما حالا که قرار است فردی از شهر و استان دیگر برای شهر ما تصمیم گیری باید بداند که در قبال تک تک شهروندان گرگانی، از پیر و جوان، کوچک و بزرگ، مرد و زن مسئول است و باید به تک تک آن ها پاسخ دهد.

روز گرگان فرصت مناسبی است تا ثابت کنیم در تصمیم گیری ها شریک هستیم و نگران آینده این شهر تاریخی هستیم. فرصت مناسبی است تا برای اولین بار هم که شده متحد باشیم و به جای شانه خالی کردن و بی تفاوتی نسبت به تاریخ و تمدن گرگان ، دست در دست هم دهیم تا میهن خویش را آباد کنیم.

زنده باد گرگان و گرگانی

 

نکته : در مورد روز و هفته گرگان پیشنهاداتی دارم که در مطالب بعدی به آن ها اشاره می کنم.

دوشنبه 20/4/1390