وقایع استرابادیه

گاه نگاری های شخصی من

حاشیه های نخستین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان - برداشت سوم
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳٠  کلمات کلیدی:

برداشت من:

از قدیم گفته اند نقد باید سازنده باشد. بدون توهین، تخریب شخصیت و یا زیر سوال بردن افراد. نقدی هم سازنده است که علاوه بر بیان مشکلات و کاستی ها، راهکاری هم برای حل آنها بیان کند.

انتقاد از کارهای بزرگی چون جشنواره وبلاگ نویسی ، منتقد بزرگ می خواهد و بنده خودم را در حدی ندیدم که بخواهم به نقد این موضوع بپردازم. اما از دیدگاه یک شرکت کننده در این جشنواره موضوعاتی را حس کردم که لازم می دانم بیان کنم.

جشنواره وبلاگ نویسی گرگان، شروع بزرگی داشت. آنقدر بزرگ که اطمینان دارم آیندگان به آن افتخار خواهند کرد . این جشنواره زیرساخت موجی جدید را در راه توسعه گرگان بنا نهاد. موجی که تعداد زیادی جوانِ پر انرژی و با تعصب با آن همراه شدند تا با استفاده از قلم خود کمک کنند، گرگان به جایگاه اصلی خود بازگردد.

وبلاگ نویسانی که شور اشتیاق آنان در جشنواره، به غیر وبلاگ نویسان هم نفوذ پیدا کرد و باعث شد عده کثیری از دوستان به این سمت گرایش پیدا کنند. وقتی نگاه مختصری به پایگاه اینترنتی انجمن وبلاگ نویسان گرگان دوست و همچنین وبلاگ های ثبت شده در پایگاه گرگان نیوز انداختم متوجه شدم که این موج همچنان ادامه دارد و گستره فعالیت آن بیشتر از جشنواره بوده. حضور تعدادی از وبلاگ نویسان که به صورت تخصصی و در زمینه ها مختلف همچون IT ، نرم افزار یا صنعتی مطلب می نوشتند در جشنواره نیز، این امید را به ما داد که در آینده نزدیک با همکاری این دوستان شاهد برگزاری باشکوه تر اینگونه فعالیت ها خواهیم بود.

همه حاضرین در جلسه یک دغدغه ذهنی مشترک داشتند و آن هم گرگان بود. جشنواره با نام گرگان شروع به کار کرد و نویسندگان به نام گرگان و با آروزی توسعه گرگان مطلب نوشتند. برگزار کنندگاه بدون هیچ چشم داشتی و به صورت کاملا رایگان برای برپایی باشکوه مراسم آستین بالا زدند و از همه مهمتر هر کس که تعلق خاطری نسبت به گرگان داشت در مراسم اختتامیه حضور پیدا کرد. حتی موزیک های ابتدای برنامه  و اجرای گروه سرود هم در باب گرگان بود.

حضور کودکان و خردسالانی همچون سپهر عباسی، حورا چراغعلی، درنا یاحقی وا هورا ولی الهی در کنار بزرگانی همچون آقایان رئیسی، کلاتی و پزشکپور و سرکارخانم عبداللهی از شورای شهر، آقای عبدالعظیم ولی الهی طنز نویس دنیای مجازی، آقای گنجی وطن  که از آزاد شهر به گرگان آمدند، آقای بایزدی به همراه خانواده از شیراز آمدند ، آقایان فرزانگان و شاهینی ، شهردار محترم و همچنین کارکنان سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری، خانم کبیر و مسئولان انجمن خیریه بانوان  نشان از این داشت که جشنواره وبلاگ نویسی گرگان بزرگترین اتفاق و بهانه ای بود برای گرگان دوستی که زیر یک سقف دور هم جمع بشوند. الحق و الانصاف جمع، جمع دانایان بود.

برای من رفتن به روی سن در کنار بزرگان عرصه وبلاگ نویسی آنقدر اتفاق مهمی بود که هرگز فراموش نخواهم کرد. این که نام من را به همراه وبلاگ هایی چون هدف آگاهی بخشیدن است، سبزه چناره، مِگم که، فیتزکارالدو، اسپهبداسپورت، وبلاگ مرکز پژوهش های محیط زیست، استارباد، خاطرات من، هیچ و..... از پشت تریبون صدا بزنند برایم باورنکردنی است و هر بار، با دیدن لوح تقدیر و یابود جشنواره برایم تازه خواهد شد. لوح یادبود ساده ای که به همه شرکت کنندگان اهدا شد ارزشی بیشتر از یک قاب روی دیوار داشت.  شاید در آینده بعد از دیدن موفقیت گرگان و این لوح به خود بنالیم که روزی ما آرزو داشتیم گرگان، سرزمین اسطوره ای شمال کشور تبدیل به نگین ایران بشود و برای برآورده شدن آرزویمان از هیچ اقدامی دریغ نکردیم.

این مراسم و همچنین مراحل انجام آن بدون هیچ پیشینه و تجربه ای برگزار شد که خالی از نقص نیست.اما از آنجا که برای اولین بار بود که چنین اقدام بی سابقه ای با این گستردگی  صورت می پذیرفت بر همه گرگان دوستان واجب است که این اقدام را به فال نیک گرفته و در کنار نقد منصفانه این جشنواره ، از مسئولین برگزاری امر که پایه گذار این فعالیت فرهنگی جهت سربلندی نام گرگان بودند قدردانی وحمایت و شود.

حال که فرصتی پیش آمد تا زمینه پیشرفت گرگان توسط جوانان گرگانی فراهم شود و دلسوزان و گرگان دوستان بدون در نظر گرفتن اختلاف نظرهای شخصی دور هم جمع شوند، شایسته است با رعایت اصول اخلاقی و حرفه ایِ نقد و بدور از حاشیه سازی به گرگانی آباد بیاندیشیم.

در آخر هم جمله ای زیبا از وبلاگ سبزینه گرگان : جشنواره بهانه ای بود برای یادآوری پاسداشت میراث غنی فرهنگ دیرینه ما و هم آوایی