متن زیر انشای فرزند یکی از مسئولان شهر است که سر کلاس انشاء خوانده شده و من فقط آن را Copy - Past کرده ام.
من گرگان را دوست ندارم. پدرم هم گرگان را دوست ندارد. اصولا ما گرگان را دوست نداریم. پدرم می گوید ما دست از سر گرگان بر نمیداریم. پدرم میخواهد ثابت کند که گرگان قبلا ریشه در اسطوره داشه است و الان دیگر ندارد.
پدرم وقتی خواند بافت تاریخی گرگان، شاخص ترین بافت تاریخی شمال کشور است بسیار عصبانی شد و به ما قول داد این بافت را تبدیل به برج و پاساژ کند. پدرم می گوید آخر بافت قدیمی به چه درد می خورد. اگر پاساژ بسازیم پول دار می شویم. تازه، قرار هم گذاشتیم به جای پارکینگ، مغازه بسازیم تا پول بیشتر در بیاوریم. پدرم به ما گفت شهرداری هم ردیف است و نگران پارکینگ و عقب نیشینی هم نباشید.
ما وقتی شنیدیم قرار است هر سال یک خانه تاریخی به بافت قدیمی اضافه شود کلی خوشحال شدیم والبته خندیدیم. چون خیالمان راحت شد تا سال دیگر خانه ای باقی نخواهد ماند تا به بافت تاریخی اضافه شود.

اصلا بافت تاریخی برای تاریخ است. الان همه در برج و آپارتمان زندگی می کنند و اصلا کلاس ندارد خانه قدیمی داشته باشد.
اگر یزد و اصفهان و کاشان و کرمان و شیراز و تبریز و ... از خانه ها و محله های قدیمی محافظت می کنند، خیلی اشتباه بزرگی کرده اند. آن ها نمی دانند اگر محله های قدیمی را خراب کنند و پروژه آفتاب را در آن پیاده کنند چقدر خوب است.
پدرم وقتی شنید نزدیک 20 شهریور روز گرگان و 24 شهریور هشتادمین سالگرد ثبت بافت تاریخی گرگان یکی دیگر از خانه های قدیمی گرگان خراب شده خیلی خوشحال شد*.
پدرم و همکارنش که همگی هم استانی هستیم برای تصویب طرح نوسازی در بافت تاریخی گرگان در کمیسیون ماده 5 استانداری تلاش زیادی می کند. امیدوارم تلاش های پدرم به نتیجه برسد**.
پردم خیلی زحمت می کشد تا ثابت کند گرگان دیگر گرگان پرشکوه قدیم نیست. ما هم استانی ها همه تلاشمان را می کنیم تا استان گلستان و گرگان موفق نشوند. ما دست از سر گرگان بر نمی داریم. ما همچنان تلاش می کنیم تا گرگان راه آهن درست و حسابی نداشته باشد. ما تلاش می کنیم تا گرگانی ها آشوراده و خیلج گرگان نداشته باشند. دوستان پدرم تلاش می کنند تا جنگل های گلستان و هیرکانی نابود شوند و باقی مانده آن ها هم به دست استان های همسایه بی افتد.
یکی از دوستان پدرم گفت: ما هفده میلیارد!!!!!!!! بودجه داریم اما طرحی نداریم. پدرم هم گفت پولت را بیار تا ساختمان بسازیم.
ما گرگان را دوست نداریم. گرگانی ها را هم دوست نداریم. برای همین است که دیگر در اداره ها گرگانی نمی بینی. چون آن ها را دوست نداریم.
*خانه فروغی هم فروریخت..
**بافت تاریخی گرگان در معرض تهدید