ما وبلاگ نویس ها

بعد از جشنواره رسانه های دیجیتال و حضور پررنگ انجمن وبلاگ نویسان گرگاندوست احساس می کنم یکم جو دنیای مجازی و وبلاگ ها عوض شده. انگار ما وبلاگ نویس ها مهم شدیم. البته من خودم تازه واردم. حضور بچه های انجمن تو نمایشگاه من را ترغیب کرد وبلاگ بسازم و تبلیغات جشنواره من رو به نوشتن مطلب تشویق کرد.

الان احساس میکنم نیاز به ما وبلاگ نویس ها بیشتر شده. بیشتر از وبلاگ نویسا صحبت میکنند. بیشتر از وبلاگ نویس ها دعوت میکنند. برای خودشان جشنواره دارند. برای مناسبت ها و بزرگداشت ها دعوت میشوند.

همه این ها یک دلیل دارد و آن هم نقش مهم وبلاگ ها و دنیای مجازی در اطلاع رسانی است. وبلاگ یک رسانه است. در کنار رسانه های دیگر مانند تلویزیون ، رادیو ، شبکه های اجتماعی مجازی و ...

در نبود رسانه مستقل و مناسب برای گرگان و وجود این همه فشار های سیاسی و اجتماعی، فکر کنم بلاگر ها تنها گزینه مناسب برای حمایت از شهر گرگان باشند. نقش بلاگر ها در مساله خلیج گرگان ، جنگل های ناهارخوران ، تپه هزار پیچ و باقت قدیمی بسیار پررنگ تر از سایر رسانه ها بود.

حالا همه قدر ما را می دانند جز خود ما. همه به نقش و تاثیر گذاری ما در مسائل روز پی برده اند اما هنوز خود ما نسبت این موضوع شک و تردید داریم. شاید کمی نوشتن برای ما سخت باشد. اما همین درد و دل های ما نسبت به گرگان می تواند تا جایی پیش برود که نظر یک نماینده یا مدیر را تحت تاثیر قرار دهد. همین درد دل هایی که همیشه در اجتماع و گروه های مختلف جامعه به زبان می آوریم. از حضور مهاجران گرفته تا نام های جعلی و تصمیم گیری های اشتباه و حتی سکوت مسئولین و منتخبین.

اختتامیه وبلاگ نویسی و روز گرگان را در پیش داریم.

جشنواره وبلاگ نویسی یک محک کامل برای ماست و روز گرگان هم فرصت مناسب برای خود نمایی. به قول وبلاگ مِگَم که : خلاصه در یَک کلام بِچه های وبلاگ نویس تصمیم گرفتن بِترکانن.

اَره....مُخوایم بِتِرکانیم.....

روز گرگان نزدیک است و وظیفه ما هم سنگین. اطلاع رسانی در این زمینه و همچنین ایجاد فضای مناسب برای برگزاری با شکوه گرامی داشت روز گرگان برعهده ماست. همه ما وبلاگ نویس های گرگانی و گرگان دوست باید از این زمان کم حداکثر استفاده را بکنیم. معرفی گرگان واقعی و آن چه از آینده گرگان توقع داریم به عهده ماست.

به امید روزی که گرگان، آن شود که باید بشود نه این که الان هست.

زنده باد گرگان

/ 6 نظر / 5 بازدید
فرزاد

به امید روزی که گرگان، آن شود که باید بشود نه این که الان هست. زنده باد گرگان زنده باد گرگانی و گرگان دوست [گل]

اب.طالب ندری

سلام این شهر گرگان یعنی چی؟ متاسفانه سالهای قبل همچون تفکر رو در گرگان جا انداختن و دهاتی و شهری کردن و این شده وضع روزگارمون جالبه که کسانی هم از دموکراسی میگن که دموکراسی رو برای اهداف خودشون میخوان ولی چه خوبه این دموکراسی که ازش استفاده کنی ولی موقعش که میشه برا خود چیز بدی هست و مهم هم نیست. این دهاتی و شهری و گرگان رو فقط خود شهر گرگان دانستن گفته مزخرفی هست که بنظرم رنگ و بوی سیاست بازی داره نه چیز دیگه. گفتم و بازم میگ و اصلا هم پنهان نمی کنم اگر باز همون دهاتی و شهری بازی در بیاد هیچکس ضرر نمیکنه بغیر از شهرستانگرگان با همه ادماش- ترک لر بلوچ زابلی شاهرودی سبزواری دامغانی بیاری ترکمن و ... همه اینها از جای دیگه هم بیان و در گرگان زندگی کنند و در هوای شهرستان گرگان نفسبکش- گرگانیند زنده باد گرگان با روستاهاش گرگان روباروستاهاش میشناسن و روستاهاش هم با گرگان

اب.طالب ندری

لطفا روی نوشتنها دقت بکنید امیدوارم به عمد نباشه و دیگران دامی نزارن که مثال اختلاف بنداز و حکومت کن باشه...

...........

محمد جان این ابوطالب کلا حالش خوب نیست . ولش کن . خودش هم نمیدانه چی میگه و چی مینویسه . به قول یکی از بچه ها ابوطالب به نفعشه که بیشتر عکس بگیره و کمتر حرف بزنه .

طاها

سلام . دروز تو مراسم وبلاگ نویسان با وبلاگ شما آشنا شدم اسم قشنگی داره . کارتونم عالیه . خوشحال میشم یه سر به وبلاگم بزنی . با افتخار لینکتون کردم .