آدم فضایی ها!!!!!!!

مطلبی که در ادامه مطالعه می فرمایید بر اساس داستانی واقعی نوشته شده است. 

خواندن این داستان برای کودکان، سالمندان و بیماران قلبی و مبتلا به صرع توصیه نمی شود.

 بعد از یک روز خسته کننده به شدت به آرامش نیاز داشتم. سعی کردم قبل از 12 بخوابم. اما نشد و حدود ساعت 12:30 تازه به سمت رخت خواب رفتم. از خستگی زیاد ،اصلا متوجه نشدم کی خوابم برد. تازه گرم خواب شده بودم که ناگهان احساس کردم صدایی شنیدم. بین خواب بیداری به اطراف نگاه کردم. به نظرم آمد که خواب دیده ام. ولی شک کردم. سرم را از پنجره اتاق بیرون بردم و با چشمان خواب آب آلود بیرون را نگاه کردم. خبری نبود. سیاهی شب بود و چراغ های بلوار نهار خوران که یکی در میان روشن بودند. خیالم راحت شده که خواب دیده ام. به سمت رخت خواب رفتم. به محض اینکه سرم را روی بالش گذاشتم دوباره آن صدا تکرار شد. این بار بلند تر. بعد از آن هم صدایی شبیه سروصدای مردم آمد. خدایا.....چه خبر شده.....جنگ؟؟؟؟؟؟.....آمریکا حمله کرده؟؟؟؟.....نیروگاه بوشهر را زدند؟؟؟؟؟......فتنه جدید آن هم این وقت شب؟؟؟؟؟

به ساعت نگاه کرده، حدود 2 شب یا به عبارتی 2 صبح بود. بیرون را نگاه کردم. همچنان خبری نبود ولی سروصدا همچنان بود...

تلق تلوق تلق تلوق...دوپس....وووووووووووو.....آهـــــــــای...هوی...هی...هوش...وای..

به خودم گفتم شاید آدم فضایی ها حمله کرده اند. هنوز این فکر مسخره از ذهنم بیرون نرفته بود که دیدم وسیله ای شبیه سفینه آدم فضایی ها نزدیک شد.

نه خدای من.....من خوابم...باورم نمیشد....در تاریکی تنها چیزی که از این سفینه دیده می شد یک اتاقک فلزی خیلی کثیف بود. سفینه به سمت سطل زباله سر کوچه  رفت. کمی که نزدیکتر شد متوجه شدم که این سفینه همان ماشین حمل زباله البته از نوع مکانیزه است. ماشین به سمت سطل رفت و با سر وصدای زیادی سطل را بلند و تخلیه کرد.

ولی سرو صدای، های.... آهــــای ..هوی...هی...هوش... همچنان بود. بلــــــه. دوستان زحمت کش و محترم شهرداری بودند که پشت سر این ماشین می دویدند و زباله هایی را که مردم و همشهریان با فرهنگ و دنیا دیده ما در کنار کوچه ، خیابان و لب جوی آب ریخته بودند جمع آوری می کردند.

ظاهرا هدفشان از ایجاد اینگونه صدا ها با خبر کردن یکدیگر و همچنین اعلام وضعیت به راننده سفینه، ببخشید، ماشین حمل زباله مکانیزه بوده.

حدود ساعت 2 و سی دقیقه با کلی سعی و تلاش خوابم برد. ولی این سفینه فضایی به همراه سرنشینانش هر شب حدود ساعت 1:30 ، 2 می آیند(داستان ساعت 9 چیه پس؟؟) و اعلام می کنند که "ما در حال جمع آوری زباله های شما هستیم. نگران نباشید.!!!!!!"

ماشین مکانیزه این همه سر وصدا دارد، غیر مکانیزه اش چطور است؟؟؟؟؟؟؟

 

/ 10 نظر / 7 بازدید
شرکت یگانه زنبور کاسپین

ژله رویال غذای مخصوص ملکه بهترین فرآورده زنبور عسل تولید شده برای اولین بار در جهان توسط شرکت یگانه زنبور کاسپین موثر در درمان و پیشگیری بیماری های ناتوانی های جنسی ، افسردگی ، زخم معده ، آلزایمر ، پروستات ، ام اس ، کم وزنی ، تنظیم قاعدگی ، ریزش مو ، درد ،آرتروز ، دیابت ، آسم ، فشار خون ، پوکی استخوان ، کم کاری کبد برای ارتباطات بیشتر با ما تماس بگیرید www.Caspianbee.com

من می توانم

[گل][نیشخند][قلب]

آقابزرگ

[گل] این داستان رو هر شب ما هم داریم.

پسر گلم

شهر در امن و امان است آسوده بخوابيد... ديگه براي راحتي كار نيروي انتظامي و پليس هم ميشه تعبيرش كرد!!

احساس

خیلی با مزه بوووووووووووووود در طول داستان که داشتم میخوندم شاید 5 دقیقه هم طول نکشید اما اینقدر چیزهای مختلف به ذهنم رسید که چی میتونست باشه ؟؟؟؟اخه عنوانتون هم خیلی جالب بود[خنده] ولی شما هر شب این ساعاتا دچار این مشکل هستید من چه بگویم که به علت استفاده کردن از پنجره های دوجداره مجبوریم هر ساعت خیلی صداهای وحشتناک تر از این رو بشنویم چه ؟؟؟خوبی این قضیه اینه که میتونید امثال مارو درک کنید[لبخند]

مریم نبوی

والله اون موقع که غیر مکانیزه بود فقط همین های و هوی رو می شنیدیم . اما الان صدای انفجار هم بهش اضافه شده!

زهرا

محمد من نگرانت هستم پنجره ی اتاقتون که گارد داره[چشمک]

maryam m.b.n

[خنده] خداروشکر که پنجره اتاق من رو به کوچه نیست. چون تو کوچه ما هم هرشب همین بساطه, وقتی ماشیناشون میاد من فکر می کنم که زلزله شده.